بازجویی؟
30 اردیبهشت · · خواندن 1 دقیقه : شما برای خانوم اس وقت دارین؟
؛نه خانوم اچ
:حالا مشکلت چیه برای چی اومدی؟
؛عههه برای یکسری مشکلات شخصی
: نه خب میخوام بدونم برای چی خوبه
؛ تخصصشون دقیق یادم نیست الان . هر مشکلی داشته باشین کمک میکنند
: نه خب میخوام بدونم برای ازدواج اومدی؟
؛ نه یه کار دیگه دارم
: خب یکی به سن تو چه مشکلی میتونه داشته باشه
؛ شما چه مشکلی دارین؟
.
.
.
:نگفتی چند تا بچه این؟ درس میخونی؟ کدوم سمتین؟
.
.
.
: من که دوتا بچه دارم . دخترم ازدواج کرده دوتا هم بچه داره. پسرمم که مجرده کامپیوتر خونده .الان معلمه. سربازی معاف شده ولی رفته جان فدا ثبت نام کرده نفر هشتم بره دفاع از مملکت . شبا هم تو این تجمعات میره احمدآبادو سید رضی باز و بسته کردن اسلحه یاد میده به بچه ها. همش هم براشون جایزه میخره .
؛(ذهن محاسبه گر یا اینده نگر یا نمیدونم چه اسمی روش بذارم: هرشب برای بچه ها جایزه میخره؟ الان جوونه شغل داره میتونه پس انداز کنه به فکر شغل دوم باشه پس فردا میخواد ازدواج کنه اس و پاس نباشه )
؛عهه چه خوب. ببخشین من فکر میکنم نوبتم شد با اجازه