: شما برای خانوم اس وقت دارین؟

؛نه خانوم اچ

:حالا مشکلت چیه برای چی اومدی؟

؛عههه برای یکسری مشکلات شخصی

: نه خب میخوام بدونم برای چی خوبه

؛ تخصصشون دقیق یادم نیست الان . هر مشکلی داشته باشین کمک می‌کنند

: نه خب میخوام بدونم برای ازدواج اومدی؟

؛ نه یه کار دیگه دارم 

: خب یکی به سن تو چه مشکلی میتونه داشته باشه

؛ شما چه مشکلی دارین؟ 

.

.

.

:نگفتی چند تا بچه این؟ درس میخونی؟ کدوم سمتین؟

.

.

.

: من که دوتا بچه دارم . دخترم ازدواج کرده دوتا هم بچه داره. پسرمم که مجرده کامپیوتر خونده .الان معلمه. سربازی معاف شده ولی رفته جان فدا ثبت نام کرده نفر هشتم  بره دفاع از مملکت . شبا هم تو این تجمعات میره احمدآبادو سید رضی باز و بسته کردن اسلحه یاد میده به بچه ها. همش هم براشون جایزه میخره . 

؛(ذهن محاسبه گر یا اینده نگر یا نمیدونم چه اسمی روش بذارم: هرشب برای بچه ها جایزه میخره؟ الان جوونه شغل داره میتونه پس انداز کنه به فکر شغل دوم باشه پس فردا میخواد ازدواج کنه اس و پاس نباشه )

؛عهه چه خوب. ببخشین من فکر میکنم نوبتم شد با اجازه