حرف هایی که گفته نشد

آواتار روزمرگی

خوشگل خانوم خوشگل خانوم 15 ساعت پیش · خوشگل خانوم ·

مردم به چه امیدی زندن؟ به چی فکر میکنن؟ این هدف های کوتاه مدتی که برای خودم انتخاب میکنم فایده نداره نمیتونه منو راضی کنه.  احساس میکنم فقط روزا رو شب میکنم. از روتین زندگی خسته شدم . باید چیکار کنم من؟

آواتار قلقلک

خوشگل خانوم خوشگل خانوم 17 مرداد · خوشگل خانوم ·

احساس میکنم اینو باید به اشتراک بذارم وگرنه از ذهنم خارج نمیشه .

یه بنده خدایی رو دوبار دیدم. 

مدل نگاه کردنش . میمیک صورتش . لحن و تن صداش .همش یه جوری بود که انگاری میخواد لاس بزنه . 

حالا من که اون موقع محلش ندادم ولی خوشم اومد حقیقتا . 

همیشه برام سوال بود که چرا هرکی میاد  به دلم نمیشینه . این عیب و ایرادای الکی چیه میخوام روشون بذارم . ولی الان فهمیدم تقصیر خودشونه . یا اونقدری که باید خوششون نیومده که نشون بدن (منظورم این  نیست که لاس بزنه ولی باید یه جوری خودشو نشون بده دیگه ) که در این صورت نباید دوباره زنگ بزنن. یا به هر دلیلی دیگه ای که نمیدونم سرد برخورد می‌کنن. که اینجوری هم به نتیجه نمی‌رسیم.  

من واقعا دوست ندارم وقتی یادش میفتم نیشم باز بشه. این از کمبود توجه جنس مخالف میاد فکر کنم . به خودت بیا دختر. 

آواتار نمیخوامش=(

خوشگل خانوم خوشگل خانوم 17 مرداد · خوشگل خانوم ·

اخه این چه دردیه باید هرماه کشید . 

حال روحی خراب. فقط میخوام گریه کنم.  از هر صدا و بویی بدم میاد .حالت تهوع.

بدن درد .

فقط باید دراز بکشم تا روز اول بگذره . اونم الان میتونم . سرم شلوغ باشه که امکان همینم نیست .

اخه این عدالته؟ چه لزومی داره واقعا؟

آواتار نوستالژی

خوشگل خانوم خوشگل خانوم 7 مرداد · خوشگل خانوم ·

رفتم مدرسه خواهرم که کیفش رو تحویل بگیریم .

چه قدرررر یهو دلم تنگ شد. 3 سال اخر اینقدر برای من سخت و بد گذشت که هیچ وقت دلم نمیخواست برگردم به دوران مدرسه ولی امروز برای اولین بار حس خوب اون دوران دوباره در من زنده شد ...

آواتار کاکتوس

خوشگل خانوم خوشگل خانوم 3 مرداد · خوشگل خانوم ·

 

 

شبا به سختی میخوابم. بعد نماز صبح هم خوابم نمیبره. یک ساعتی میشه این پهلو اون پهلو میشم ولی انگار نه انگار .

یه وبلاگی رو تازه پیدا کردم ، خیلی جالب بود رفتم پست ها رو از سال 1400 میخونم . دیدم چه قدر جالب هست با جزئیات نوشتن ؛ولی تو بلاگفا چون چندتایی مخاطب ثابت دارم ته ذهنم به قضاوت اونها فکر میکنم ، ولی دختر جان مگه تو نمیخوای تو دنیای واقعی برای دل خودت زندگی کنی پس چرا هنوز تو مجازی هم راحت نیستی؟

باشگاه رو دوباره تمدید نکردم که شاید این طرح کوفتی شروع شه که هنوز خبری نیست نمیدونم چیکار کنم... از این سوال نفر چندمی حالم بهم میخوره، با اینکه میدونم چون میبینن سرگردونم میپرسن ولی احساس سربار بودن هم بهم دست میده.

یه دوستی دارم خیلی روابط خانوادگی عجیبی دارن اصلا هم برام عادی نمیشه، مثلا باباش نامزد داشته، ولی وقتی خواهر دوستش رو میبینه از اون خوشش میاد و باهش ازدواج میکنه . این دوستش هم با نامزد سابق این نامزد میکنه=/  سالها میگذره و دوسالی میشه این خانوم فوت میکنه.  باز بعد فوتش،خواهر خانومش از همسرش جدا میشه میاد با دایی این ازدواج میکنه.

هروقت خواهرزادمو میبینم دلم یه داداش کوچیک میخواد. به خودش هم پیشنهاد دادم ولی قبول نکرد گفت من داداش بزرگه ی داداشمم=/

یه بوک کلابی شرکت میکنم موضوع دفعه پیشش این بود که راجع به اشتباهاتی که تو زندگی انجام دادیم بگیم ولی چون فرصت نشد همه صحبت کنن این هفته هم با همون موضوع میخواد برگذار بشه، خیلی درموردش فکر کردم ولی نمیدونم باید چی بگم؟ اصلا کاری انجام دادم که اشتباه باشه؟ بگم در زندگی هیچ شکری نخوردم؟ بزرگترین اشتباه من همین زندگی نکردنه؟ همیشه به تعویق انداختمش؟؟؟  

یه چیزی که میدونستم ولی بازهم تکرار شد برام دیدم انگاری که خیلی زیاد بین خودم و آقایون دیوار کشیده باشم و تو ذهنم اونها رو یه موجودات ناشناخته ای تصور میکنم و به واسطه همین ناشناخته بودن میترسم /فاصله میگیرم/استرس میگیرم نمیدونم اسمش چیه ولی تو همین اینونت ها اگه همه خانوم باشیم یکم  ریلکس ترم ولی اگه یه اقا هم حضور داشته باشه نمیتونم مشارکت داشته باشم .

مامی داشت میگفت ف خیلی بی پرواست و اصلا متوجه خطر نیست و این داستانا منم گفتم چیه مثل ما ترسو خوبه، از عالم و ادم بترسه؟ بذار همینجور باشه...آخه تو که نمیدونی چون میخواستی مارو از خطرات احتمالی دور کنی چی ازمون ساختی. نمیگم همش تقصیر شماست به هر حال بعضی ویژگی ها ذاتیه ولی تربیت هم نقش داره دیگه . هی میپرسی میری تراپی چی میگی ، بهت نگفتم دردم چیه .همش برچسب درونگرایی میزنین که این دوست نداره ارتباط بگیره میدونین که خیلی وقت ها میخوام ولی نمیتونم ؟ چیزی راجع به اضطراب اجتماعی شنیدین؟ اصلا میدونی پرانول چیه؟ 

+دوساعتی از بیداری میگذره ، داره گرسنم میشه. ببینم میتونم بخوابم یا نه؟